تبليغاتX
اسلام و قرآن کریم

اسلام و قرآن کریم

اسلام،قرآن کریم،تفسیر قرآن،معجزات قرآن

سال همت مضاعف و کار مضاعف

لوگو نامگذاری سال همت مضاعف و کار مضاعف

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 23:59  توسط علی عزیزی 

شبیخون فرهنگی باربی ... عروسک های باربی عامل امریکایی سازی دختران + تصاویر

عروسک های باربی عامل امریکایی سازی دختران

مهم ترین و کلیدی ترین عامل در روش های تعلیم و تربیت، بحث «الگوسازی» است. هر سن و هر جنس، الگوی خاص خود را بر می تابد. در این میان، مهم ترین سن، دوران کودکی است. تربیت دوران کودکی با بهره گیری از الگوهای خاص و ویژه این دوران همراه است. طبیعی است که الگوهای دوران کودکی، به طور عمده، از مؤلفه های عاطفی به جای گزاره های عقلانی بهره می برند؛ از این رو رمز و رازهای موجود در خیال پردازی های کودکانه، جایگزین گزاره های واقع گرایانه در تربیت بزرگسالان می شود.

http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238422767.jpgدختر بچه ها انحصارا به عروسک علاقه مند هستند. این علاقه از عاطفه ویژه دختربچه ها و نیز قدرت برتر عروسک در ایجاد حس همذات پنداری و تفاهم خیالی با کودک نشأت گرفته است و این یکی از ابزارهایی است که غربی ها برای انتقال فرهنگ دلخواه خود، از آن استفاده کرده اند و البته در این راه، تلاش ها و هزینه های زیادی کرده اند.

انتقال فرهنگ، جز با ابزار آن امکان پذیر نیست. شناخت مخاطب و ابزار سازی در راستای هدف، از ملزومات این عرصه است. ذائقه فرهنگی امروز، متفاوت از دیروز، به نگرشی نو، به مخاطب و در انداختن طرحی نو در امتداد طرح ها و سنن قبلی نیاز دارد. توجه دنیای غرب به این موضوع، موجبات برنامه ریزی و تبلیغاتی جدید را برای اصحاب فرهنگ در مغرب زمین فراهم آورده است. اصحاب فرهنگ غرب، امروز نه شاعران، نویسندگان، نقاشان و نه هنرمندان اند! روانشناسان فرهنگی و تبلیغاتی، نخبه های فرهنگی غرب امروزاند، چرا که غرب مدرن و فرهنگ آن، چیزی متفاوت از غرب سنتی است و اتصال و ارتباط مستقیم به منابع اقتصادی و اسپانسرها، بر قدرت و دقت این امر افزوده است.


تولد باربی

http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238422932.jpgکمپانی متل، در سال 1945، توسط زوج هندلر و مت، در ایالت کالیفرنیای جنوبی امریکا تاسیس شد. این شرکت در زمینه های مختلفی فعالیت داشت؛ ولی در سال 1955 وارد حیطه تولید اسباب بازی شد. دختر هندلر به عروسک های کاغذی علاقه زیادی داشت. خانم رت هندلر دریافته بود که فرزندش باربارا، به شخصیت پردازی از بزرگ ترها در رفتار با عروسک های کاغذی می پردازد، بنابراین ایده ابداع عروسک واقعی ( سه بعدی ) به ذهن او خطور کرد و این شرکت نیز طرح ساخت عروسک را دنبال کرد که به عقد قرارداد برای دریافت امتیاز عروسک آلمانی «لی لی» منتهی شد.

عروسک لی لی، در واقع برگرفته از شخصیت، اندام و چهره یک زن خیابان گرد آلمانی به همین نام بود. کمپانی متل پس از خرید امتیاز عروسک لی لی، تغییراتی را در صورت بندی نژادی آن ایجاد کرد و آن را به نژاد ( امریکایی - انگلیسی آنگلوساکسون ) همانند کرد و به تولید آن در امریکا پرداخت.

این عروسک تغییر یافته باربی نام گرفت. باربی، اسم خلاصه شده باربارا، دختر کوچک آقای هندلر بود. باربی به زودی در صف اول اسباب بازی دختران غربی قرار گرفت. به مرور زمان، با جا افتادان این عروسک در بین جوامع، قیمت آن نیز افزایش یافت. شرکت متل «جک رایان» طراح موشک در پنتاگون را به دلیل تخصص و استعدادش در شناخت فرم هیکل زنان استخدام کرد.

در سال 1961 این شرکت عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس های شیک و موهای قهوه ای، با نامی برگرفته از نام پسر هندلر. به این ترتیب عروسک باربی صاحب یک دوست پسر شد.

بعدها در سال 1963، عروسک «میچ» و در سال 1965، عروسک «اسکیپر» به جمع کن و باربی اضافه شد.

در سال 1968، کمپانی متل، با هدفی مشخص و به منظور اینکه به باربی یک شخصیت تربیتی جهانی ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسک های سیاه و زردی کرد که هیکل و اندام آنها کاملا همانند اندام باربی، رنگ پوست و چهره آنها متفاوت بود. عروسک دورگه آفریقایی - امریکایی، برای کودکان سیاه پوست امریکا و آفریقا که به باربی سیاهان معروف شد، با نام «کریستین» توسط شرکت متل به بازار آمد. در سال 1988 «ترزای» امریکای لاتین و در سال 1990 «کی یرا»، باربی ژاپنی و چینی ساخته و روانه بازار شد. این سیاست شرکت متل موجب شد که غرب، عملا در تربیت دختران در جاهای مختلف دخالت داشته باشد.

از سال 1965، شرکت یاد شده برای گسترش باربی، به ساخت و فروش اسباب بازی های جنبی پرداخت و در همین راستا، در سال 1968، شرکت هنگ کنگی «اراکو» را تاسیس کرد. با توجه به گسترش نفوذ باربی، این متل در سراسر جهان، شرکت های متعددی را تأسیس کرد.

نخستین فیلم باربی، در سال 2001 با نام «باربی در فندق شکن» وارد بازار شده از آن پس، تعداد قابل توجهی فیلم کامپیوتری، انیمیشن، سینمایی و مستهجن سکسی در مورد باربی تولید شده است. باربی در طی این سال ها، در شخصیت های متفاوت عرضه شده است که پرستار، افسر پلیس، آموزگار، پزشک، روانپزشک، خواننده و ... از آن جمله است.


امریکا و باربی

http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238424060.jpgطی 40 سال گذشته، عروسک باربی در سیاست امریکا فعال بوده است. در طول انتخابات ایالتی و ملتی، باربی بسیار فعال است. باربی در جنگ های ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد، نقش های متفاوتی ایفا کرد. در جنگ عراق و امریکا در سال 1990، عروسک باربی، با پوشش یونیفورم نظامی امریکایی، به تهییج افکار عمومی امریکا پرداخت. پس از واقعه سپتامبر نیز، باربی با پوشیدن یونیفورم نیروهای نظامی ضد تروریست، با ایفای نقش جدید خود، به تهییج افکار عمومی پرداخت. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی، برای نبرد تروریسم این بود: باربی، روح امریکایی. از آنجا که بیان دکترین فرهنگی امریکا بر اومانیسم (بشرمداری به جای خدا محوری )، لیبرالیسم (اباحی گر) سکولاریسم (عرفی اندیشی و دنیا گرایی) و هدونیسم (لذت محوری) است، طبیعی است که سیاستمداران و استراتژیست های فرهنگی امریکا تلاش کنند تا با شیوه ها و راهکارهای مختلف، بنیان فرهنگی را تقویت، و آن را در امریکا و سراسر جهان بسط و تسری دهند. یکی از این شیوه ها، تربیت دختران امریکا و سراسر جهان، با گزاره های فرهنگ امریکایی است؛ از این رو به عنوان بهترین و کارآمدترین راه، اگر دختران سایر ملت ها با «ارزش»های امریکایی تربیت شوند، این دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خود عهده دار می شوند، و به دنبال آن بر اساس ارزش های امریکایی، جامعه شان را اداره می کنند و این مهم ترین کارکرد تهاجمی یک فرهنگ مهاجم است که شهروندان دیگر ممالک را با ارزش های خود بیگانه بپرورانند.


آثار ضد تربیتی باربی

اسباب بازی کودکان مهم ترین کالای فرهنگی به حساب می آید و در تعلیم و تربیت کودکان نقش کلیدی دارد. در این میان، عروسک ها مصداق بارز فرهنگی ترین محصول هستند. تحقیقات روانشناسان کودک این نکته را ثابت کرده که بخش عمده شخصیت یک کودک، از نخستین روزهایی که با حواس خود، دنیای پیرامونش را درک می کند ، در تماس با عروسک ها شکل می گیرد.

این احساس، به ویژه در بین دختربچه ها، نیازی فطری است و جایگزین ندارد. غرب نیز همواره در پی ساخت دهکده ای یکپارچه به تربیت نسل غربی همت گمارده و در این راه، هزینه ها کرده است.در دنیای کنونی چیزی وجود ندارد که خنثی باشد؛ بدین معنا که در ماهیت هر چیز اثرات یک فرهنگ و تمدن مشاهده می شود. نمونه های این نظریه، فراوان است که در مثال می توان به لباس غربی و شرقی اشاره داشت. لباس غربی به دلیل اثری که از فرهنگ اومانیستی غرب می گیرد، هر روز، به بدن نماتر شدن حرکت می کند، و لباس، دیگر پوششی برای حفظ بدن نیست. اسباب بازی و هر چیز دیگری که از دل هر فرهنگی خارج می شود، رد پایی از عقاید، فرهنگ و تمدن سازنده آن به بازار می آید.

عروسک باربی نیز یکی از همین نمونه هاست. در روش های تعلیم و تربیت، مهم ترین و کلیدی ترین عامل، بحث الگوسازی است. هر سن و هر جنس الگوی خاص خود را دارد که در این میان، سن کودکی یکی از مهم ترین این سنین است. در سنین کودکی، دختربچه ها به عروسک خیلی علاقه دارند که این علاقه، نشأت گرفته از عاطفه ویژه دختربچه ها، به دلیل قدرت همذات پنداری و خیال پردازی کودک است. از این منظر، نقش عروسک بسیار برجسته است، زیرا بالاترین نقش تربیتی را به ویژه در شکل دهی و پایه ریزی شخصیت دختران دارد. عروسک باربی نیز، نه تنها از این امر مستثنا نیست، بلکه به دلیل زیبایی و انعطاف پذیری و ترکیب بدنی اش، تأثیر بسیار بیشتری در این امر دارد.

عروسک باربی نیز در راستای همین اهداف قرار دارد. عروسک باربی، نمادی از روح تجدد امریکایی است که در قالب اسباب بازی دختربچه ها، به همه جای دنیا صادر شده است. این عروسک، عملا هدیه بزرگ ترها به کودکان است تا آنها را برای پذیرفتن تمدن شیطانی آماده کنند.

پس از ساخت باربی، تصمیم بر آن شد تا مدل های گوناگونی از لباس، در اختیار کودکان قرار گیرد تا آنان بتوانند، شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف، به باربی ببخشند. به مرور زمان، باربی کارکرد مهمی یافت؛ باربی به دختران آموزش می داد که جامعه مدرن، از آنها به عنوان یک زن چه انتظاری دارد. از طرفی عروسک باربی، بر خلاف سایر عروسک ها، تداعی کننده یک بچه نبوده و دارای چهره بچه گانه نیست، بلکه یک زن 20 ساله امریکایی، با تمام مشخصات اندامی آن است که با دقت فراوان طراحی و ساخته می شود و با حضور تصاویرش در اکثر مایحتاج ضروری کودکان و نوجوانان، از جمله لوازم التحریر و.. ملکه ذهنی کودکان و نوجوانان (به خصوص دختران) گردیده و خود را به آنان تحمیل کرده و موجب خرید عروسک می شود. این امر، بدیهی است که از آن پس، دختران سعی در این مسئله دارند که خود را بیشتر به این عروسک نزدیک کرده و دقیقا دارای سلیقه ای همانند باربی (یک زن امریکایی) باشند.

در همین راستا، دختران نوجوان غرب و سایر کشورها، برای اینکه اندامشان شبیه باربی شود و یا از الگوی باربی زیاد فاصله نداشته باشند، از خوردن غذا به اندازه کافی در سن رشد خود پرهیز کنند. از این رو آمار سوء تغذیه دختران غربی که توسط سازمان های بهداشتی گزارش می شود حیرت آور است، چون مطرح می شود که ترکیب اندام باربی هیچ گاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربیت دختران، برای اینکه در سنین بزرگ، هیچ گاه آبستن نشوند، جهت حفظ تناسب اندام بسیار موثر بود.
http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238422120.jpgدر دهه 90 میلادی به دلیل کاهش نرخ تولید مثل در غرب، به ویژه امریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و این عروسک با یک جنین در شکم خود به بازار آمد تا دختران نوجوان، با وضع حمل باربی به دست خود، به مادر شدن اشتیاق یابند. امروزه اسکیپر که خواهر کوچک باربی محسوب می شود، بخشی از پاسخ به درخواست سیاستگذاران فرهنگی، برای بچه دار بودن باربی است. با توجه به مطالب بیان شده، عمق اثر و تاثیر فوق العاده این عروسک بر روی افکار، رفتار و عمل دختران مشهود است. تعداد زیادی از هنرپیشه ها و خوانندگان زن غربی، با صرف هزینه های زیاد، اندام و چهره خود را همچون باربی می سازند، تا مورد توجه عموم واقع شوند و این خود می تواند دلیلی بر بلوغ زودرس جنسی دختران در غرب باشد.
این عروسک، به عنوان تبلور تمام عیار مدرنیزه، نقش اساسی در انتقال این فرهنگ به سایر جوامع دارد، فرهنگی که به زن نگاهی ابزاری دارد، و شعارهای فمینیستی می دهد.

ساخت این عروسک توسط غربی ها، نشانگر اهداف مورد نظر آنهاست؛ این در حالی است که نظام خاطرات سنتی ما، به یاد دارد که عروسک های شرقی، برگرفته از روح شرق و در موارد اسلامی، دارای وجاهت و ارزش های انسانی است؛ حتی یک کودک مسلمان که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار نگرفته، بدون تعلیم عروسکی می سازد که در آن، اثر یک زن دیندار و متدین مشهود است؛ برای مثال، نوع لباسی که برایش تهیه می کند، حجاب نسبی که برایش در نظر می گیرد و اسمی که برایش انتخاب می کند، همه و همه حکایت از خنثی نبودن این عروسک نسبت به فرهنگ سازنده آن دارد. طبیعی است که سازنده غربی این عروسک های باربی، جدا از آنکه به فرهنگ مدرن غرب معتقد است، برای

صرفه اقتصادی، با برنامه ریزی، عروسکی می سازد که بتوان از آن، به عنوان سوغاتی برای نسل بعد و کشورهای شرقی استفاده کرد. از آنجا که ساخته یک کودک از فرهنگ و تفکر او جدا نیست، مطمئنا ساخته هایی که توسط غرب به سراسر دنیا عرضه می شود، حاصل فرهنگ آنهاست و با هدفی خاص انجام می گیرد.

باید توجه داشت که محصول این فرهنگ، جدا از اینکه خود از آن فرهنگ و تمدن اثر پذیر است، دارای آثار فرهنگی و اجتماعی در استفاده از محصول است. بنابراین، رهاورد ورود یک عروسک باربی به اتاق کودکانه فرزندانمان، به تصور اینکه این عروسک، مانند تمام اسباب بازی های دیگر است و با اصرار کودکان صورت می پذیرد. مادران از خرید این عروسک ها امتناع می کنند و در مقابل تقاضای کودکانشان جواب منفی می دهند؛ اما جذابیت ها و زیبایی های این عروسک ها به قدری زیاد است و سازندگان این عروسک ها چنان ماهرانه روی آن کار کرده اند و با توجه به علاقه مندی های کودکان آن را طرح ریزی کرده اند که کودکان (دختران) به هر کاری دست می زنند تا بتوانند، یکی از آنها را خریداری کنند. در حالی که این عروسک، هم اثرات مخرب اقتصادی و هم اثرات مخرب اجتماعی و فرهنگی فراوانی با خود به همراه دارد. اثرات فرهنگی و اجتماعی باربی بسیار وسیع تر از اثرات اقتصادی آن است. این عروسک، سمبل و خلاصه شده یک تمدن است؛ تمدنی که زن را به این دلیل می خواهد که در زمینه جنسی از آن استفاده ابزاری کند. پس این عروسک نیز، همانند آن تفکرات درست می شود. اندام ظریف باربی، تداعی کننده یک زن بالغ است که با انواع لباس هایی که می پوشد، می تواند در نقش های مختلف ظاهر شود. لباس های این عروسک به گونه طراحی می شود که تمام بدن این عروسک را نپوشاند، باربی در اصل به دختران آموزش می دهد که جامعه مدرن غربی از آنها، به عنوان یک زن، چه انتظاری دارد.

هجوم این عروسک های نیمه عریان، با ژست های زننده، حرکت خزنده تهاجم خاصی است که اختصاصا دختربچه ها را هدف قرار داده است و همان طور که اشاره شد، این هجومی برنامه ریزی شده است که با هدف اثر بخشی تربیتی، خصوصا در مورد لباس پوشیدن، آرایش کردن و... در دو دهه آینده، وارد بازار شده، تا در مقابل «حجاب» نماد شاخص زنان مسلمان قرار گیرد.

ویژگی خاص باربی این است که با تمام تجهیزات مدرن و یک زندگی کامل بی نقص به بازار آمده و نحوه یک زندگی مدرن را آموزش می دهد. باربی تمام وسایل مکمل، از قبیل لباس خواب، وسایل حمام، مایوی شنا، لباس های مهمانی، وسایل آرایشی، یخچال و فریزر، ماشین لباسشویی و... را به همراه خود دارد. بدیهی است که الگوی لباس و سایر موارد مورد نیاز دختران و زنان قرار می گیرد و بدین صورت، دختران مأنوس با این عروسک، با سلیقه باربی، یا دقیق تر با سلیقه و خواست یک زن امریکایی بزرگ شده و زمانی که به سن انتخاب می رسند، دقیقا دارای سلیقه ای همانند باربی (یک زن امریکایی) هستند. بنابراین، هر آنچه در تمدن غرب، برای انحطاط بشر تولید و عرضه می شود، پیش تر ذائقه و احساس نیاز به آن را با هزینه مصرف کنندگان به وجود آورده اند.


http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238421891.jpg


اثر دیگری که این عروسک بر کودکانمان دارد، اخلال در نوع روابط است. در بسیاری موارد، باربی به همراه دوستانش به فروش می رسد؛ دوستانی که در میان آنها پسر هم دیده می شود و هم باربی هایی با چهره های شرقی که باز هم تداعی کننده فرهنگ منحط غرب است.

وقتی کودکان از همان اوان کودکی، با عروسک هایی بازی کنند که به اصطلاح دوست دختر و دوست پسر هستند و حتی قیافه آنها را شبیه خود بداند، در آینده هیچ گاه مسئله دوست غیر هم جنس، برایش مهم نخواهد شد، زیرا از کودکی به آن خو گرفته است و می داند، عروسکی که تمام آرمان و آرزوهایش در آن نهفته است، برای کامل شدن به دوست پسر نیاز دارد!
 

 

اثر بعدی، زیان های جسمی و روانی و مسئله سوء تغذیه است که در مباحث قبلی نیز به آنها اشاره شد.

اثر دیگر، ورود این عروسک ها به زندگی، پوشش های نامناسب و غیر اسلامی است که این عروسک دارد و کسی که در آینده، سعی می کند، هیکل خود را شبیه باربی بسازد، قطعا سعی می کند، از آنها بهره ببرد. همین امر موجب شده که فرهنگ برهنگی در کشورها، به خصوص ایران افزایش یابد. از سوی دیگر، این امر سرازیر شدن تولیدات و البسه غربی را به بازارهای شرقی در پی دارد که از لحاظ اقتصادی نیز سود سرشاری برای صادر کننده این فرهنگ به همراه داشته است.

نکته دیگر، که بسیار قابل ملاحظه است، تغییر الگوی زندگی است که در زندگی زنانمان به وجود می آید. جدا از متمایل شدن آنها به داشتن یک زندگی مدرن و بی نقص، دختران حاضر نخواهند بود، در جریان بارداری، تناسب اندام باربی گونه خود را به هم بزنند و این نیز خود پیامدهای وخیمی به دنبال خواهد داشت.


آثار دیگر باربی

آثار زیانبار باربی را می توان، به صورت زیر دسته بندی کرد:
باربی و زیبایی

خداوند میل به زیبایی را در فطرت انسان ها نهاده است. چون این میل، با احساسات بشر سر و کار دارد و احساسات افراد نیز به تعداد آنها متکثر است، پس نمی توان تعریف واحدی از زیبایی ارائه کرد؛ اما برخی باز هم تعاریفی آورده اند؛ برای مثال در غرب، دایره توصیف زیبایی و جمال زنانه، گسترده تر از امور جنسی را شامل نمی شود. آنها با اجرای مسابقات انتخاب ملکه زیبایی، ترویج باربی، فیلم های سینمایی و...، زیبایی زنانه مورد پسند و سلیقه امریکایی را در جهان تبلیغ می کنند. آنها ملاک موفقیت را در انتخاب ملکه زیبایی، منطبق بودن با مدل لباس، اندام، رقص، آرایش و...، باربی قرار داده اند و لباس های بومی، سلایق و ملاک های سایر فرهنگ ها در این مسابقه نادیده گرفته می شود.

باربی از حیث زیباشناسی، دارای سه موءلفه جداگانه زیبایی چهره، اندام و لباس است که در این قسمت به هر یک از آنها می پردازیم:
http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238424888.jpg
1
. زیبایی چهره: هر فرد بنا به طبع زیبا پسند خود، به معشوقه هایی با ویژگی چشم های بزرگ، کوچک، مشکی، آبی و....، ابروهای کشیده، کوتاه، کمانی و لب های کم گوشت یا پر گوشت یا .... تمایل دارد؛ اما باربی با ایجاد رابطه تنگاتنگ با کودکان، از همان ابتدای شخصیت پذیری، مدل زیبایی غربی و امریکایی را ملکه ذهن آنها می کند. موی طلایی، گردن باریک و کشیده، دماغ و دهان کوچک، چشمان درشت و... مجموع اعضای چهره باربی را تشکیل می دهد که به ندرت و با هنرمندی جراحان ماهر، در یک فرد، به طور همزمان جمع می شوند؛ از این رو داغی همیشگی بر دل کسانی می گذارد که می خواهند مثل او باشند.

2. زیبایی اندام: اندام زیبا نیز مانند چهره زیبا، در ذائقه افراد از الگوی ثابتی پیروی نمی کند؛ اما کوشش طراحان باربی، مسلط کردن زیبایی اندام باربی بر ملاک های زیبایی دیگر فرهنگ ها است. این اندام به اندازه ای غیر طبیعی است که پزشکان معتقدند، انسان در صورت داشتن چنین اندامی، غیر از چهار دست و پا توانایی قادر به راه رفتن ندارد. این اندام ظریف، مطابق انتظارات جنسی مردان است و البته این توهینی به شخصیت والای زنان است.

3. زیبایی لباس: لباس پرچم کشور وجود هر کس و نماینده فرهنگ، شخصیت و باورهای او است. باربی از رهگذر ترویج لباس های تنگ، کوتاه و نیمه عریان، در پی تزریق فرهنگ امریکایی بر دیگر جوامع است. سه ویژگی اصلی لباس باربی، عریان گرایی، اشرافی گرایی و مصرف گرایی است که چنین لباس هایی، وسیله ای برای پوشش نبوده، بلکه در جهت آرایش و نمایش بدن زنان است. این نوع لباس ها برای جلوه گری، عشرت طلبی و رونق بخشی خلوت های مردانه طراحی شده اند.

باربی و عشق
در غرب، برهنگی زنان و استفاده از زیبایی های جنسی آنان، موءثرترین عامل برای ایجاد عشق دائمی در دل مردان است که باربی سمبل و مبلّغ چنین فرهنگی است. او به دختران می آموزد که چگونه با زیبایی های خود، دل مردان را شکار کنند و چگونه مجالس شهوت رانی آنان را گرم تر کنند؛ اما به راستی آیا باربی می تواند، عشقی پایدار را در دل مردان ایجاد نماد؟ در پاسخ باید گفت خیر؛ زیرا باربی نماد سکس است و عریان گرایی است؛ از این رو هرگز نمی تواند، عشقی ماندگار را پدید آورد و قربانگاه عشق واقعی است. نهایت چیزی که در پی دارد، اقناع شهوت و کام جویی جنسی است؛ در حالی که به گواه تاریخ شرم، حیا، استغنای ظریفانه و عدم دسترسی آسان به زنان است که موجب بر پایی عشقی شور انگیز می گردد.

باربی و معنویت
گرایش به معنویت، جوشش درونی است که در تمام زمان ها به اشکال گوناگون وجود داشته است و از تشنگی های همیشگی بشر است؛ اما باربی به دلیل دارا بودن فرهنگ امریکایی، انسانی مادی محور و تهی از معنویت است و هیچ هویتی در این زمینه ندارد. او با پرورش بیش از حد بعد مادی انسان، فضا را برای به وجود آمدن بعد معنوی پر می کند. باربی با شهوت پرستی، دنیاطلبی و هزاران موءلفه دیگر، دیوار بلندی در برابر آرمان های معنوی کشیده است؛ از این رو، غرب گرفتار بحران معنوی شده است.

باربی و آزادی
آزادی، برای رشد استعدادهای انسانی ارزشمند است و اسلام مدافع آن است؛ ولی این مفهوم آزادی در غرب نیست، زیرا آزادی در غرب، به معنای رهایی همه تمایلات انسانی است و آزادی دادن به زن، یکی از مراتب آن است؛ اما در اصل این آزادی، برای بهره مندی آسان تر مردان از جنس زن است. باربی، مبلغ چنین آزادی های پست و سخیفی است.او بی هیچ چشم داشتی و به راحتی در داستان ها، کارتون ها، و فیلم ها، خود را در معرض تمایلات جنسی مردان قرار می دهد و بی بند و باری را به کودکان آموزش می دهد.

باربی و غرب زدگی
غرب زدگی بر خود باختگی و بی هویتی استوار است که دو راه در آن موءثر است، گاهی انسان خود به سراغ غرب می رود و فریفته آن می شود و گاه غرب به سراغ انسان می آید و هویتش را به تاراج می برد. باربی مانند گلوله ای است که از سوی غرب شلیک شده و با خیل عظیمی از محصولات وابسته، زندگی غربی را ترویج می کند و کودکان را نسبت به هویت و فرهنگ خود بی اعتماد می سازد.

باربی و مصرف گرایی
مصرف گرایی به مصرف خارج از حد و الگوی مناسب گفته می شود که غرب، مهد مصرف گرایی است و زن نقش دوگانه ای را ایفا می کند. او هم به مصرف گرایی مبتلاست و هم مبلغ آن است. باربی که زاده این فرهنگ است، در مصرف گرایی غوطه ور شده است. او کودکان را به مصرف گرایی می کشاند؛ اما نه مصرف کالاهای بومی خود آنها، بلکه مصرف الگوی تجمل گرای غرب را ترویج می کند. باربی و محصولات جانبی آن، مصرف کردن را یک ارزش و هدف برای کودکان قرار می دهند.


http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238424333.jpgباربی و اخلاق جنسی

دو پرسش اساسی در این باره مطرح است: باربی متکفل کدام نوع از اخلاق جنسی است؟ آیا اهداف خاصی را دنبال می کند؟

پاسخ پرسش نخست این است که باربی به تبلیغ اخلاق جنسی غرب می پردازد؛ اخلاق افسار گسیخته ای که هیچ گونه محدودیتی در روابط جنسی ندارد. اگر باربی در نهایت بتواند، جوانانی از سنخ مایکل جکسون پرورش دهد، بی شک وظیفه خود را به خوبی انجام داده است. او با لباس های دو تکه و نیمه عریان، آرایش های غلیظ، روابط نامشروع یا قصه ها، کارتون ها، و عکس های مستهجن، زیرکانه و جذاب، از امور جنسی قبح زدایی می کنند و ذائقه دختران جوان را به سوی اباحه گری می کشاند.

اما در پاسخ پرسش دوم باید گفت، نهادینه کردن فرهنگ برهنگی و فاسد کردن ملت ها که در نهایت، استعمار آنها را به دنبال دارد، از اهداف اشاعه اخلاق جنسی غرب است.آنها با رواج فرهنگ ضد اخلاقی غرب، توانستند تمدن اسلامی اندلس را از پای در آورند. اکنون نیز از همین حربه، بر ضد کشورها، به ویژه کشورهای اسلامی بهره می گیرند که باربی یکی از عناصر این تبلیغات است و حتی صدای خانواده های غربی را هم در آورده است.

 


رقبای ایرانی باربی

این نکته اهمیت دارد که تا به این لحظه هیچ کشور و ملتی نتوانسته است، در برابر باربی، رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه شکست نخورده باشد که از آن جمله می توان، به «عروسک سندی» در انگلیس اشاره کرد. دارا و سارای ایرانی نیز در این عرصه مغلوب شد.

http://files.tabnak.com/pics/201004/201004161238421675.jpg

فکر تولید عروسک هایی با ویژگی های ایرانی - اسلامی تازگی ندارد و در واقع از مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری روحانیون، همواره از اینکه کودکان ایرانی با عروسک های بی حجاب یا بدحجاب غربی و در رأس آنها عروسک بلند بالا، با موهای بور و لباس های کوتاه، یعنی «باربی» بازی می کنند، گلایه داشته اند؛ به ویژه اینکه تصور بر این است که باربی، عروسکی امریکایی است و نمونه ای از یک نوجوان کاملا غربی!

دارا و سارا، برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، یعنی باربی وارد بازار شدند؛ اما این عروسک ها از کجا آمدند و اینکه آیا توانسته اند در مقابل این تهاجم موفق عمل کنند یا نه، بحثی است که به آن می پردازیم.

این دو عروسک که گفته شده، مدلی از دو کودک 8 ساله کاملا ایرانی و اسلامی اند، حجابشان کامل است و لباس محلی به تن دارند و آمده اند تا با همکاری هم، خود را در دل بچه های ایرانی جا کنند و جلوی تهاجم فرهنگی گسترده را بگیرند. اینها عروسک های ملی ما نام گرفته اند و این، پس از خودروی ملی، دومین محصولی است که بیشتر دوست دارد، ملی باشد تا یک تولید داخلی.

طراحی این دو عروسک در داخل کشور انجام شد و پس از قالب ریزی های اولیه و رسیدن به فرم کلی، برای تولید انبوه به کشور چین رفت. در آنجا دست ها و پاها و بدنه تولید شد و زحمت مونتاژ آن بر گردن ایران افتاد. آنان را رنگ کردند و لباس های محلی پوشاندند و سارا و دارا، راهی بازارهای اسباب بازی ایران شدند؛ اما رقبای زیبا، بزرگسال، و پرطرفدار این خواهر و برادر، سال هاست که جا خوش کرده اند و آمدن این دو را به هیچ گرفته اند.

نکته قابل توجه اینجاست که چرا چین، سازنده عروسک هایی است که ایران آن را برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب به کار می برد؟ آیا چین اینجا هم رقیب امریکاست؟

عروسک های ملی ما در چین ساخته شدند. چرا ؟ یک عروسک برای داشتن قابلیت تحرک مفاصل، به اسکلت نیاز دارد که با استفاده از آن مفاصل، زانو، کمر، گردن، آرنج ها، کتف ها، و لگن را کاملا به حرکت در آورد. برای شبیه سازی حرکات بدن یک انسان، این حداقل اتصالات است، و از آنجا که به تأیید بسیاری متخصصان، ایران فاقد تکنولوژی ساخت این اسکلت است، می توان حق را به آنان داد تا از کشور دیگری برای ساخت آن کمک بگیرد؛ اما نکته اینجاست که این دو عروسک، به جز قدرت مانور محدود، آن هم به حالت دورانی، در مفاصل لگن و کتف و گردن، ویژگی دیگری ندارند. در ضمن ساخت این گونه مفاصل از عملیات ساده و ابتدایی تولید یک عروسک به حساب می آید و یک عروسک ساز در این باره می گوید که تکنولوژی ساخت مفاصل دارا و سارا در ایران قابل اجرا بوده است، پس دلیل تولید این عروسک ها در چین چیزی غیر از توانایی و تکنولوژی لازم برای ساخت آنها در ایران است. طبق گفته آقای مجید قادری، مدیر سرگرمی های سازنده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «تولید این عروسک ها با کیفیت پائین در داخل کشور، کانون را مجبور به انعقاد قرارداد با تولیدکنندگان کشور چین مجبور کرد!» به گفته قادری، هیچ یک از شرکت ها و کارخانجات ایرانی نتوانستند، کیفیت مورد نظر ما را به دست آورند؛ عروسک های تولیدی آنها فرم و شکل مورد نظر را نداشتند یا رنگ، شکل، شمایل، بو، یا دوخت موی نامناسبی داشتند. به همین دلیل با چندین شرکت خارجی از اروپا تا آسیا مکاتبه کردیم. در نهایت یک شرکت چینی که 90 درصد تولیداتش را به کشورهای اروپایی و امریکایی صادر می کرد، توانست رضایت ما را جلب کند.

ولی این تناقض بین ملی بودن و مونتاژ بودن در اذهان وجود دارد و هنوز حل نشده است؛ ولی کانون فکری کودکان و نوجوان می گوید: «تولید این عروسک در خارج کشور با ملی بودن آن منافاتی ندارد، چون هدف ما از ملی بودن یک عروسک، چیزی غیر از تولید آن در داخل است».

اما نکته جالب تر اینکه که عروسک ملی ایرانی و رقیب کهنه کار امریکایی اش، در یک کشور، یعنی چین ساخته می شود.

قادری علت ساخت عروسک ملی را بر دو عامل کلی استوار می داند :

1. جلب توجه مسئولان کشور که تا این لحظه نگرشی خنثی به تولید اسباب بازی داشته اند.

2. برای مقابله با عروسک های خارجی که به طور قاچاق به کشور وارد می شوند و با استفاده از غفلت مسئولان،خلا موجود را پر کرده اند که این امر موجب لطماتی چون روی آوردن دختران به عروسک های خارجی خواهد شد و عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت. (به گفته یک فروشنده، چنین عروسک هایی، این عروسک های ساخت چین، رسما از طریق گمرکی و از مسیر بنادر جنوبی کشور توسط لنج ها از دبی می آیند و تا کنون در باره ممنوعیت فروش چنین عروسک هایی کسی چیزی نگفته است و چون مشتریان خاص خود را دارد، ما هم آنها را عرضه می کنیم.)

در کنار عرضه عروسک های ایرانی دارا و سارا که برای رقابت با عروسک های خارجی (باربی) بود، محصولات فرهنگی دیگری با این نام و نشان تولید می شود، از جمله لوازم التحریر، سرویس اتاق کودک، سرگرمی های کودکان و تنقلات با نشان دارا و سارا و استقبال مصرف کنندگان، موجب تولید بیشتر کالاهای جانبی و تنوع آنها شده است. از سوی دیگر، اگر عروسک های دارا و سارا با عدم استقبال روبرو می شد، فروش کالاهای جانبی آن نیز افت می کرد. اما این صحبتی است که باقری مدیر روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به آن معتقد است.

«دارا و سارا به سیما می آیند»: عروسک های دارا و سارا که از آنها به عنوان عروسک های ملی ایران یاد می شود، قرار است به زودی در یک فیلم سینمایی حضور داشته باشند. در ضمن مجموعه تلویزیونی دارا و سارا چندی پیش ساخته شد.

ظاهر شدن دارا و سارا به صورت های مختلف، به عنوان مثال روی لوازم التحریر و...، شرکت در فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی و قرار گرفتن در نقش های مختلف و مورد دلخواه بچه ها، از جمله سیاست ها برای نفوذ این عروسک ها در کودکان و دور کردن آنها از عروسک های غربی باربی است.

آیا عروسک های دارا و سارا توانسته اند، موفق عمل کنند و هدف مورد نظر را تامین کنند؟
موفقیت دارا و سارا و تامین هدف های مورد نظر در گرو پذیرش آنها از جانب کودکان و نوجوانان، به ویژه دختر بچه ها است؛ اما آن گونه که از شواهد پیداست، این عروسک ها نتوانسته اند خود را در دل دختران ایرانی جا کنند ، دارا و سارا هنوز مخاطب مناسبی را جذب نکرده اند و در انتقال و عرضه اهداف سازندگان آن ناموفق بوده اند. علت چیست؟

دلائل متعددی می توان برای این موضوع بیان کرد: مسئله اصلی که موجب می شود، یک دختر بچه به سمت یک اسباب بازی یا عروسک کشیده شود، جذابیت و زیبایی آن است، و در بین آنها عروسکی را انتخاب می کند که زیباتر و جذاب تر باشد؛ اما متاسفانه هنوز عروسک باربی، بیشتر از دارا و سارا برای کودکان ایرانی نمایان است. شکل، اندازه، رنگ و دیگر فاکتورهای اعمال شده در ساخت دارا و سارا در مقایسه با عروسک باربی، از جذابیت کمتری برخوردار است و این خود در نهایت موجب انتخاب باربی در مقابل آن از سوی کودکان است. این عروسک ها صورت زمخت، با چربی های بیش از حد و کاملا غیر طبیعی دارند؛ در حالی که باربی صورتی ظریف، زیبا و دوست داشتنی دارد. حتی اگر سارا و باربی را در مقابل دارایی که نماینده یک ایرانی با غیرت است، گذاشته شود، دارا با کمال میل و رغبت، باربی را به عنوان خواهر و اگر نشود، به عنوان همسر قبول خواهد کرد.

لباس هایی که بر تن دارا و سارا دیده می شود، از زندگی معمولی ما ایرانی ها دور است ؛ در صورتی که بر تن عروسک های باربی، لباس هایی دیده می شود که در غرب رایج است و اصلا جزو فرهنگ آنها است. در ایران به ندرت کسانی را پیدا می کنیم که در زندگی روزانه شان، لباس های محلی به تن کنند و با آن به سرکار و بیرون بروند.

نکته دیگری که حداقل به لحاظ بازاریابی و جایگزینی دارا و سارا به جای باربی می بایست به آن توجه می شد، قیمت آن است که باید از هر عروسک باربی نازل تر تعیین می شد، تا خریدار خود را می یافت. متأسفانه آن قدر قیمت این دو عروسک بالا تعیین شده است که اغلب از انواع بهترین عروسک های باربی نیز گران تر تمام می شود و تمایل به خرید خریداران را کم کرده است و عمده علت بیان شده توسط خانواده ها برای نخریدن آنها، همین موضوع است. جالب اینکه کودکی درباره عروسک های دارا و سارا، نامه ای به روزنامه ای فرستاده بود، با این مضمون که من نمی توانم عروسک دارا و سارا بخرم، چون آنها خیلی گران هستند و پدر و مادرم به خرید آنها راضی نمی شوند و در ضمن این عروسک ها جذابیتی ندارند و فقط لباس های محلی پوشیده اند. به نظر من، اگر بتوانید قیمت آنها را کمتر کنید و لباس های محلی همان شهر را تنشان کنید، خیلی بهتر است.

ضعف در تبلیغات نیز می تواند، دلیلی دیگر برای عدم موفقیت این دو عروسک باشد.

عروسک های دیگری نیز امروزه در مقابل باربی قد علم کرده اند که از جمله آنها می توان، به فولا (عروسک عربی) اشاره کرد که برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب تولید شده است. موفقیت فولا برای این هدف، بیشتر از دارا و سارای ایرانی بوده است. این عروسک حجاب دارد و به قولی، از نوک سر تا انتهای پایش پوشیده است. این عروسک بر خلاف باربی، دوست پسر ندارد و نخواهد داشت و بر خلاف باربی، لباس های عریان نمی پوشد، این عروسک طوری طراحی شده که محجوب به نظر برسد؛ اما چرا فولا توانست، وارد حریم کودکانه دختربچه ها شود؟ پدران و مادران عرب پس از به بازار آمدن فولا، سریعا این عروسک را برای بچه های خود خریداری کردند و جالب اینکه بچه ها هم به راحتی این عروسک را قبول کردند و راحت با این خانم محجوب ارتباط برقرار کردند. (بر خلاف دارا و سارای ایرانی) این موجب می شود که فولا الگوی خوبی برای دختران عرب باشد و دختر بچه ها از همان بچگی یاد بگیرند که چطور حجاب داشته باشند!

عروسک دیگری که در مقابل باربی وارد بازار شده، عروسکی است که «رضانه» نام دارد. هرچند این عروسک از جذابیت باربی برخوردار نیست؛ اما در مقابل دارا و سارای ایرانی قابل توجه است. از نظر رئیس این شرکت، آنچه رضانه را از رقبای خود پیش می اندازد، تقاضای جهانی آن برای کودکان مسلمان است.

نتیجه

ایران هم از دیگر نقاط دنیا مستثنا نبوده و نیست. سر و کله باربی بی هیچ هیاهو در شهرهای مختلف ایران پیدا شد و در میان کودکان ایران جایی برای خود باز کرد. همان طور که انتظار می رفت، این عروسک همانند دیگر تولیدات پرفروش نسخه برداری شد؛ نسخه هایی ارزان قیمت نسبت به نوع اصلی.

در تهران بزرگ، در هر فروشگاه اسباب بازی، می توان باربی را یافت: در جایی ارزان و غیراصل و در جاهای دیگر گران و اصل. حتی مغازه کوچکی در یکی از خیابان های شمال تهران به عرضه اختصاصی باربی و محصولات جانبی آن پرداخت.

حالا دارا و سارا از چین آمده اند. فکر کنیم قرار است به مقابله با باربی، و کپی های خوش ساختش بروند و این به معنای ارائه کالا با کیفیت بالا و بهای کم برای توانایی مقابله است. عرصه مبارزه به همین جا ختم نمی شود، چون دارا و سارا در اولین توقفگاه برون مرزی خود، یعنی همان کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای مسلمان نشین، با رقبای سرسخت و کهنه کاری روبرو می شوند که ساخته اسرائیل هستند؛ عروسک الکساندرا که مدتی پیش با شمایل یک دختر خردسال مسلمان، به کشورهای عرب آمده بود و ایده دختر مسلمان بودن یک عروسک را تا حدودی کهنه کرده است، می توان گفت جای دارا و سارا را مدتی پیش از تولدش به تصرف درآورده است. سارا دیگر نمی تواند به صرف مسلمان بودن، جای آنها را تنگ کند، چون به نظر جایی ندارد.روی هم رفته دارا و سارا باید به دنبال کسب محبوبیت میان کودکان ایرانی باشد و رقبای اصلی خود را خانواده باربی، کپی هایشان و عروسک های شخصیت های کارتونی بدانند. البته دست اندرکاران تولید این عروسک ها معتقدند که هدف اصلی مبارزه نیست، بلکه تا حدی به رقابت معتقدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:30  توسط علی عزیزی  | 

فعالیت شبکه‌های مجازی علیه حجاب و عفاف

برخی شبکه‌های اینترنتی که از سال‌ها پیش فعالیت خود را برای مبارزه با حجاب و گسترش مدل‌های غیرایرانی-غیراسلامی آغاز کرده‌اند، همزمان با اجرای طرح عفاف و حجاب دامنه فعالیت‌های خود را افزایش داده‌اند.

‌تعدادی از سایت‌ها و شبکه‌های مجازی و اینترنتی در اقدامی هماهنگ و سازماندهی شده، ‌همزمان با اجرای طرح عفاف و حجاب در کشور، ‌فعالیت‌های گسترده‌ای را برای مبارزه با حجاب و ترویج بدحجابی آغاز کرده‌اند.
بیشتر این سایت‌ها در این مبارزه با پرهیز از اتخاذ شیوه تقابلی در خصوص «حجاب»، ‌در اقدامی زیرکانه و برگرفته از متدهای روانشناسانه، ‌به جای حمله مستقیم به حجاب، ‌مدل‌های عاری از حجاب را تبلیغ می‌کنند.


ترویج بدحجابی با «رایانامه‌های هرز»

افزایش ورود نامه‌های الکترونیکی هرز به‌صورت «رایانامه» به لیست پست الکترونیک جوانان، مدگرایی و بدحجابی را در میان جوانان گسترش داده است. درحالی که بسیاری از جوانان از طریق رایانه‌ها و استفاده از شبکه اینترنت درحال تبادل اطلاعات هستند، عده‌ای افراد سودجو با مقاصد مشکوک به‌دنبال ترویج بدحجابی و مدگرایی درمیان کاربران جوان هستند؛ به‌گونه‌ای که این افراد با تشکیل شبکه‌های ویژه در قالب گروه‌های خاص و از طریق گستردن دام با عناوین مختلف همچون ارسال آخرین اخبار و تصاویر ویژه، جوانان را به داخل شبکه خود می‌کشانند و به مرور زمان، با تهیه خوراک اینترنتی ویژه، کاربران را به استفاده و مراجعه به این پیام‌ها تشویق می‌کنند.
به‌گونه‌ای که کاربر جوان پس از دیدن این ایمیل‌ها که به شکل‌های مختلف گرافیکی و صفحه‌آرایی تنظیم شده تحت تأثیر قرار می‌گیرد و به داخل شبکه سودجو کشیده می‌شود.


جوانان و نوجوانان در صف مقدم حمله هرزنامه‌ها

از آنجایی‌که بیشتر جوانان و نوجوانان به کامپیوتر دسترسی دارند و حرکت جامعه نیز به سمت تحقق شهروند الکترونیکی است، این اقدام فرصتی را در دست افراد سودجو قرار داده است تا با درنظر گرفتن نیازهای جوانان و نوجوانان، طعمه‌های خود را به دست آورده و با نشان دادن چراغ سبز، زمینه را برای تغییر ارزش‌های فکری این افراد فراهم سازند.
در این مورد، این گروه‌ها، با ارسال انواع رایانامه‌، دادن اطلاعات انواع نرم‌افزار، فال‌بینی، پیشگویی، جدیدترین آهنگ‌ها، تصاویر هنرمندان و...، زمینه را برای ارسال ایمیل مشکوک فراهم می‌سازند، به‌واقع به‌دلیل اینکه این نامه‌های الکترونیکی در حجم بسیار زیاد ارسال می‌شود، ناخواسته کاربران به نوعی اعتیاد در این موضوع دچار می‌شوند.

از سوی دیگر سرزدن به ایمیل‌های سریالی مثلاً جدیدترین تصاویر لباس‌های زنانه و جدیدترین متدهای آرایش، کاربران را با انواع و اقسام مدها و شیوه‌های بدحجابی آشنا کرده و آنان را به استفاده از این مدل‌ها سوق می‌دهد.


شبکه‌های هرزنامه خدمات رایگان ارائه می‌دهند
کاربران جوان که ناخواسته در دام این شبکه گرفتار می‌آیند با این درخواست روبه‌رو می‌شوند که رایانامه‌ها به‌صورت رایگان فقط با دادن یک پست الکترونیک برای آنها ارسال می‌شود.از آنجایی‌که این تبلیغات به‌صورت مداوم صورت می‌گیرد.
نه تنها فرد مبتلا و گرفتار نمی‌تواند از شبکه خارج شود بلکه با الگوگیری از پیام‌های این هرزنامه‌ها، سایر جوانان را نیز به داخل شبکه می‌کشاند؛ به‌گونه‌ای که گاه مشاهده می‌شود دانش‌آموزان یا دانشجویان یک کلاس یا یک ترم، همگی به سراغ این شبکه رفته و گاه ساعت‌ها وقت مفید خود را برای مشاهده پیام‌های آن صرف می‌کنند.


مبارزه با عفاف با نقاب «آموزش مهارت‌های زندگی»
SA...JOO ...، CAR...،FRI...،ARDO...،TIBA...، SIL...20...، برخی از نام‌های این شبکه‌ها هستند که با ارسال سریالی نامه‌ای الکترونیکی انواع و اقسام مدگرایی و بدحجابی را در میان کاربران گسترش می‌دهند. حتی گاهی این شبکه‌ها به ارسال تصویر نیز اکتفا نکرده و با ارسال متن‌های مبتذل و با عناوین آموزش مهارت زندگی، دستیابی به خوشبختی، چند نکته برای موفقیت در زندگی زناشویی و غیره طعمه‌هایشان را در چنگال خود گرفتار می‌کنند.
این سایت‌ها در صفحه وب ارسال انواع لوح‌‌های فشرده را نیز در برنامه‌های خود قرار داده‌‌اند و با بیان اینکه با مشاهده این سی دی و به کارگیری پیام‌های آن زندگی شما متحول می‌شود، احساس نیاز را در برخی جوانان بر می‌انگیزند.


الگوسازی‌های اینترنتی

حسین ضعیمی روانشناس درباره تأثیر اینترنت در گسترش بدحجابی به گزارشگر «جوان» گفت:‌ وجود انسان تربیت‌پذیر است و پیامدها و الگوها می‌تواند ایجاد همانندی کند، در نهایت با توجه به اینکه در جامعه امروز نمی‌توان گفت خانواده‌، محور تصمیم‌‌گیری برای کنترل افراد و جوانان و پذیرش آداب و رسوم است و مسائل متعددی درجامعه هدایت‌کننده وجود افراد است در عصر انفجار رسانه‌ها زندگی می‌کنیم و اینترنت هم می‌تواند نقش همانندی و القای الگوی نامطلوب را بازی کند و این یکنواختی فرهنگ در سطح جهانی به طور نسبی در حال وقوع است و باعث می‌شود مردم از مبانی اعتقادی خودشان کم کم فاصله بگیرند، به خصوص نسل جدید.
ریشه این فاصله گرفتن بر می‌گردد به نمادها و الگوسازی‌های اینترنتی که به طور قطع و یقین در پوشش سنتی و اعتقادی تأثیر جدی خواهد داشت.

هرزنامه‌ها چه در قالب چت، چه ایمیل و حتی پیامک می‌تواند مقداری بار هیجانی منفی ایجاد کند و باورها را نشانه بگیرد. به ویژه اگر این باورها درونی نشده و به عنوان اصولی عمیق پذیرفته نشده باشد.
این هرزنامه‌ها طبعاً در عدول و الیناسیون افراد نقش جدی دارد و آنها را در یک مسیری قرار می‌دهد که با انحراف‌ها و هیجان‌هایشان بیشتر سازگار باشد.

اصولاً دین یعنی مراقبت و مواظبت و خود کنترلی و اینها برای آن است که انسان به تعالی و رشد برسد و طبیعی است که هر کجا که غریزه هست بار هیجانی بیشتری وجود دارد، به خصوص در نسل جوان و حتی اینجا به اعتقاد کاری ندارد. بدون شک، این رفتارها، ایمیل‌ها و مطالب این چنینی به شکلی تعمدی و سوگیری شده است زیرا می‌خواهند خوراکی را برای غرایز داشته باشند یا از مجرای غرایز وارد عرصه مسائل اقتصادی شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:16  توسط علی عزیزی  | 

رهنمودهای آیت‌الله تهرانی به دختران و پسران:اعلام خطر درباره روابط و اختلاط دختر و پسر در جامعه

حضرت آیت‌الله حاج شیخ مجتبی تهرانی در ادامه جلسات درس "غیرت مؤمن" پیرامون موضوع تربیت، بحث "حیا" با بیان ماجرای حیای زلیخا، اختلاط دختر و پسر را خیانت به جامعه عنوان و در این امر را خطری برای جامعه عنوان کرد.

رابطه حیا و ایمان
در مورد رابطه بین حیا و ایمان این تذکر را عرض کنم که حیا و دین، خودش یک بحث مفصل است. من فقط راجع به رابطه­ حیا با احکام یک اشاره کردم، رابطه بین حیا و ایمان، رابطه بین حیا و دین یک رابطه بسیار دقیق و محکم است و این بحث معمولاً در مباحث معرفتی مطرح می­شود. رابطه حیا با عقل و قلب و نفس و جوارح هر کدام یک بحث مجزاست. اینها که در بحث ما هست، حیای جوارحی است. بعد هم حیا من الله، حیا من الخلق، حیا من النفس و مطالبی از این دست مطرح است.

حیا، نخ تسبیح ایمان است

روایات بسیاری در این زمینه داریم که رابطه بین حیا و ایمان را مطرح می­کند. روایتی را هم من اشاره کردم که از امام صادق (ع) نقل شده که: « لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.

اصلاً به طور کلی، حضرت ایمان را کأنه برحیاء استوار می­کند. در این­باره ما در روایاتمان مثلاً از امام باقر (ع) داریم که فرمود: «أَلحَیاءُ وَ الایمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ وَ أِذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» حیا و ایمان دو همراه هستند که هرگاه یکی از آنها برود دیگری بدنبالش خواهد رفت.

یعنی حیا و ایمان به تعبیری با یک نخ، به هم پیوند دارند؛ مثل بند تسبیح که دانه­ها را به همدیگر متصل کرده­است. اینها تمام، جنبه­های کنایی دارد و زیبا هم هست. اگر این پرده­ی حیا دریده شود، دین هم رفته است. مطمئن باشید!

علی (ع) «الایِمانُ و الحَیاءُ مَقرُونَان فی قَرَنٍ وَ لا یَفتَرِقانِ» حیا و ایمان دو همراهند که از یکدیگر جدا نمی­شوند.

اگر حیا برود، دین هم می­رود؛ حتی اعتقادات

تا جایی که یک روایت از پیغمبراکرم داریم که « قال رسول الله (ص): أَلحَیاء هُوَ الدّین کُلُّه» پیامبر اکرم فرمودند: حیا همه دین است.

آیات درباره روابط خانواده، خیلی روشن است که مراقب باشید و نگذارید اطفالتان در خلوتگاه­های شما سرزده وارد شوند. مراقب باشید که وقتی آنها می­آیند شما در حالی که قباحت دارد نباشید. طوری نشود که پرده­دری بشود! پرده حیای فرزند را حفظ بکنید و به اینها بیاموزید که با اجازه وارد بشوند و سرزده وارد نشوند.

هشدار؟! نه، اعلام خطر!

اما مطلب دوم، ما راجع به فرزند یک دستور داریم که من اول روایت را می­خوانم بعد توضیح می دهم. «عن جعفر بن محمد، عن ابیه، عَن آبائِه (ع) قال: قال رسول الله (ص): أَلصَّبی وَ الصَّبی وَ الصَّبی وَ الصَّبیَّة وَ الصَّبیَّة وَ الصَّبیَّة یُفَرَّقُ بَینَهُم فِی المَضاجِع لِعَشرِ سِنینَ» از امام صادق نقل شده که حضرت از پدرشان و ایشان از پدرانشان نقل کردند که پیامبر اکرم فرمودند: پسر بچه! پسر بچه! پسر بچه! دختر بچه! دختر بچه! دختر بچه! وقتی به ده­سالگی رسیدند جایشان باید از همدیگر جدا شود.

فرمود: پسر بچه! پسر بچه! پسر بچه! بعد از آن، دختر بچه! دختر بچه! دختر بچه! خیلی مهم است که هرکدام را سه بار گفتند. رسول خدا چه می­خواهند بگویند؟ بین بسترهای این­ها فاصله بیندازید، وقتی به ده سالگی رسیدند! یعنی دو پسربچه­ ده ساله را در یک بستر نخوابانید! دو دختر بچه که ده ساله شدند را در یک بستر نخوابانید! دقت کنید اول می­فرماید: پسرها را! بعد می­گوید دخترها را در این سن جدا کنید! این تکرار خیلی روشن و گویاست. اگر بخواهیم ضعیفش کنیم، بخاطر این است که حضرت می­خواهد هشدار بدهد. اگر بخواهیم با انصاف­تر برخورد کنیم، باید بگوییم: دارد اعلام خطر میکند!

جهت این است که وقتی بچه به این سن می­رسد، ممیز می­شود. ده سالگی­ سنی است که بچه در آن غالباً ممیز می­شود، تمیز می­دهد. این رابطه تنگاتنگ ممکن است به پرده­داری­اش ضربه بزند و در نتییجه به پاکدامنی­اش سرایت کند.

ریشه­ پاکدامنی حیاست

می­گوید: عفت، پاکدامنی! بسیار خوب، ریشه عفت چیست؟ عفت از شاخه­های حیاست. علی (ع) می­فرماید:« سَبَبُ العِفَّةِ، أَلحَیاء» سبب پاکدامنی حیاست.

آنچه موجب پاکدامنی می­شود، عبارت از پرده­داریست، حیا است. حتی حضرت یک موازنه می­کند بین اینها و می­فرماید: «عَلی قَدرِ الحَیاء، تَکونُ العِفَّةِ» پاکدامنی به مقدار حیا و پرده­داری­ست.

چون حیا جنبه کمی ندارد و مربوط به روح است، جنبه کیفی دارد، شدت و ضعف دارد. هر چه حیا شدیدتر باشد، و پدر و مادر روی آن کار کردند، عفت و پاکدامنی او بیشتر می­شود. فرزند به مقدار حیای خود، پاکدامنی پیدا می­کند. اینکه عرض کردم در تربیت آنکه نقش زیربنایی دارد حیا است این است. در روابط گوناگون هم مطرح است که من الآن وارد این فضای محدود خانوادگی شدم.

پدر و مادر باید دنبال این باشند که از همان کوچکی، مراقبت کنند که این پرده الهیه، این حیا که یک پوشش الهی بر روی روح انسان است و هر انسانی هم دارد،دریده نشود. باید روی آن کار بکنند تا شکوفا شود. ما همه ما از نظر نهادمان موحد هستیم، اما بحث چیست؟ اگر روی آن کار کنیم می­رود بالا، کار نکنی از بین می­رود؛ استعداد است، در وجود فرزند هست.

پیغمبر اکرم در این روایت، ده سالگی را فرمود؛ روایت مرسلی هم صدوق دارد که حتی در آن سن را کمتر نقل می­کند. آنجا شش سال را نقل می­کند. اینکه مسلم است، این است که وقتی بچه به این حد برسد - ما تعبیر می­کنیم - چشم و گوش او باز می­شود، باید مراقب این روابط بود. چشم وگوش او باز می­شود. با این شدت پیغمبر می­فرماید.

اختلاط پسر و دختر، خیانت به جامعه

گاهی یک سنخ امور را مطرح می­کنند که مثلاً اختلاط پسر و دختر چه اشکالی دارد؟ ببینید چه جنایتی را اینها نسبت به جامعه دارند مرتکب می­شوند! من روایت خواندم. ده سال دیگر تمام شد، یک وقت نشود اینها با هم رابطه تنگاتنگ اینگونه پیدا کنند. در خلوتگاه والدین بی­اجازه وارد نشود! به این سن می­رسد، وقتی به بستر می­رود، با همجنس خودش در یک جا نخوابد! یک وقت اشتباه نکنید! اول فرمود: أَلصَّبی وَ الصَّبی وَ الصَّبی، دوم، جدا کرد. نه دختران در یک بستر بخوابند و نه پسران!

نترسید که می­گویند: فلانی سنتگرا است. بله افتخار من این است که سنتگرا هستم! چون پیغمبر من سنتگرا است. من تابع او هستم. تابع سنت انسانیه و الهیه­ام. نه سنت حیوانیه روشنفکرمآبانه­! از چه کسی این حرفها را نقل می­کنند؟

حیای زلیخا

نترسید! می­گویند: سنت­گرا! بله، افتخارم این است. اولین سنتگرا پیغمبر بود. او می­گوید، من نمی­گویم. «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى» او از سر هوس سخن نمی­گوید. هرچه می­گوید وحی­ای است که به او شده است.

آنچه که در این باب می­گوید، با فطرت انسانیت همسو است. ای کاش لااقل می­رفتند آن بت­پرست را می­دیدند و حیا را از او یاد می­گرفتند. شما قصه حضرت یوسف را می­دانید. من یک روایت از امام باقر (ع) برای شما می­خوانم، که وقتی از ایشان راجع به جریان حضرت یوسف سؤال می­شود، حضرت فرمودند: در آنجایی که زلیخا یوسف را به گناه دعوت کرد، پوششی روی بت خود انداخت.

من یک تکه­ از روایت را می­خوانم. «فَقالَ لَها یوسف: ما صَنَعتِ؟» یوسف به او گفت: چه کار بود کردی؟ «قالت: طَرَحتُ عَلَیها ثوباً أَستَحیِی أَن یَرانَا » روی او پوششی انداختم. پیراهن، پوشش را ثوب می­گویند. خجالت می­کشم، شرمم می­آید که ما را ببیند. حیا می­کنم که این بت ما را ببیند. «قال (ع): فَقال یوسف (ع): فَأَنتِ تَستَحیینَ مِن صَنَمِکِ وَ هُوَ لا یَسمَعُ وَ لا یَبصُر وَ لا أَستَحیی أنا مِن رَبّی؟» حضرت امام باقر فرمود: که یوسف در جواب او گفت: تو از بت خود حیا می­کنی، و حال آنکه او نه می­شنود و نه می­بیند. نه سمیع است، نه بصیر است. حال من نباید از پروردگارم خجالت بکشم؟ تو از بت خود خجالت بکشی، من از خدایم خجالت نکشم؟!

ملاصدرا می­گوید: مسئله حیا غریزه­ای انسانی است. ما به الامتیاز انسان از حیوان است. بت­پرست هم خجالت می­کشد، اکتسابی نیست. تو از خدایت خجالت نمی­کشی؟ «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری» آیا نمی­داند که خدا می­بیند؟

مسئله این است که انسان - نگاه کنید؛ انسان!- اگر بخواهد انسانیتش را حفظ بکند، باید پرده­دار باشد. پرده­دری انسان را از وادی انسانیت، دور می­کند. شخص را بیرون می­کند.

آموزش حیا، در خانواده با پدر و مادر است

تمام دستورات دینی ما، دقیقاً حساب شده است. تمامش برای حفظ انسانیت من و تو است؛ و بعد از آن هم برای حفظ الهیت است. هم بعد انسانی، هم بعد الهی است. نگاه کنید از کجا هم شروع می­کند؟! از همان اول، از محیط خانواده؛ همان موقع کودکی دستورات داده شده تا آخرآخرآ.

اینکه من عرض کردم ـ ای پدر، ای مادر ـ بدان تو غیرت داری؟ - گفتم: غیرت، حالتی روحی­ است که از محبت نسبت به فرزند نشأت گرفته­است. به این می­گویند: غیرت برای حفظ و حراست محبوب؛- باید هر کس دیگری را که دوست داری، نسبت به او غیرت داشته باشی و او را حراست کنی. پدر که به بچّه­ات علاقه­مندی! مادر که به بچه­ات علاقه­مندی! غیرت داشته باش! او را در بُعد انسانی و الهی­اش حفظ کن! نگذار مثل حیوانات بشود، «إِنَّ الغَیرَةَّ مِنَ الایمان» اگر دین داری باید غیرت داشته باشی و از انسانیّت و الهیّت وجودی فرزندت حفاظت کنی. بحث ما اینجاست.

منشاء بی عفتی، رواج بی حیایی در جامعه است

رابطه میان غیرت و مسئله حیا هم تماماً هماهنگ است. معارف ما اینگونه است، یک انسان - من حتی می­خواهم بگویم، انسان نه مؤمن!- هر آدمی که بخواهد انسانیت خود را حفظ بکند، باید یک همچنین غیرتی نسبت به بچه­اش داشته باشد؛ چه دخترش، چه پسرش. اگر بخواهید فرزندانتان را عفیف بار بیاورید، بدانید عفت از حیا نشأت گرفته است، شاخه­ایست از حیاء. علی (ع) فرمود: سبب عفت، حیا است. هر مقدار حیا بالا برود، سطح عفت و پاکدامنی هم بالا می­رود.

منشأ بی­عفتی در جامعه ما، بی­حیایی است. مردم را دریده کردند. عواملی هم که این پرده را می­درند، متعدد است. پدر و مادر باید بر سرشان بزنند؛ هیچ کار هم نمی­توانند بکنند. تا آن موقع که در محیط خانواده است، در دست والدین است. وقتی که رفت بیرون و در محیط آموزشی قرار گرفت، بدبختی او بالا می­رود. بدتر از همه هم محیط حاکم بر جامعه است. رسانه­های تصویری، جنایتکارهای جامعه هستند. نمی­توانم دیگر حرف بزنم. بفهمید چه کار دارند می­کنند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:8  توسط علی عزیزی  | 

نشانه های ظهور دجال ...

شخصی از امیرالمومنان در مورد خروج دجال سوال کرد.حضرت فرمود به خدا سوال کننده در این مورد از سوال شونده داناتر نیست اما امدن دجال علامتهایی دارد که یکی پس از دیگری  در پی هم می آیند.

یاد بگیر! و آن علامت ها اینهاست:

وقتی که خلایق نماز را بمیرانند.(یعنی آن را بی توجه دل بخوانند)امانت را ضایع کنند.دروغ را حلال بشمارند.بنای عمارتها را محکم کنند.دین را به دنیا بفروشند.دیوانگان را داخل امر کنند.با زنان مشورت شود.قطع صله رحم کنند.تابع خواهش های نفس شوند.خونریزی را سهل و آسان بدانند.صبر در میانشان  ضعیف شود(یعنی سکوتشان در مقام انتقام کشیدن و به سبب عدم قدرت باشد نه از راه صبر و تسلیم)جور و ستم را فخر دانستند.امرا فاجر و ستمگر گردیدند.کسانی که کفیل امور قبایل و عشایرند نسبت به آنها خیانت میکنند.قاریان قرآن فاسق شوند.شهادت های دروغ ظاهر و فجور و بهتان و گناه و طغیان آشکار شود.قرآن ها زینت داده شده و مساجد منقش شود و مناره ها بلند کرده شود.اشرار مکرم گردیده.صف های نماز جماعت با صف های جنگ و قتال ازدحام کنند.خواهشهای خلایق با یکدیگر مختلف شده .عهد و میثاق ها شکسته گردیدند و بلایی که گفته شده نزدیک گردید...زن ها از راه حرص و طمع دنیا با شوهران خود در تجارت شریک گردند.صداهای فاسقان بلند شود (یعنی در میان خلایق مشهور و مقبول القول شوند!)و سخنان ایشان را شنیده و اطاعت نمودند.و اراذل قوم بر ایشان رئیس و از فاجر قوم به سبب ترسیدن از شرش تقیه کنند.دروغگو را تصدیق نمایند.خائن امین شمرده شود.چنگ و آلات لهو و لعب مانند عود و تنبور نگهداری شود .و آخرین امت به اولین ایشان لعنت نموده و زن ها بر مرکب سوار شوند!زنان به مردان شباهت پیدا میکنند و شاهد بی آنکه از او شهادتی خواسته شود شهادت میدهد.شاهد دیگر به ملاحظه ی دوست خود شهادت دروغ میدهد و مسائل دینی برای غرض فاسق یاد گرفته میشود.عمل دنیا بر آخرت مقدم میشود و پوست گوسفندها را بر دلهای گرگان میپوشند.یعنی ظاهرشان مانند گوسفند و باطنشان مانند گرگ است و حال آنکه دلهایشان گندیده تر است از مردار و تلخ تر است از صبر...

پس در آن وقت تعجیل بکنید تعجیل کردنی.بهترین مساکن در آن روز بیت المقدس است و بدرستی که خلایق زمانی آرزو میکنند که از ساکنان آنجا باشند.

 بحارالانوار ج ۱۳(مهدی موعود ج ۲/ص ۲۷ و ۲۸)

 

منبع : هو الله الذی لا اله الا هو...

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 9:42  توسط علی عزیزی  | 

«کابالا» در ایران

نمادهای فرقه «کابالا» به صورت کالای مصرفی وارد برخی خودورهای شخصی شده است. اخیرا بوگیرهای خودرو به شکل «x» در سطح بازار توزیع شده و در داخل برخی خودروها نیز مشاهده شده که نماد فرقه انحرافی صهیونی- ماسونی می باشد.این فرقه که به صورت زیر زمینی و کاملاً خصوصی در داخل ایران به فعالیت مشغول هستند

در برنامه هایی برای جوانان از انواع شیوه ها چون موسیقی،رقص،می خوارگی، و شیوه های غیر اخلاقی جنسی برای جذب وحفظ اعضای گروه خود بهره می برند.
در همین زمینه نظارت جدی دستگاه های مسئول در خصوص چگونگی توزیع و فروش این بوگیرها لازم و ضروری بنظر می رسد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 20:16  توسط علی عزیزی  |