تبليغاتX
اسلام و قرآن کریم
اسلام،قرآن کریم،تفسیر قرآن،معجزات قرآن صفحه نخست ایمیل مدیر
اسلام و قرآن کریم

جواني علي عليه السلام الگويي براي جوانان

- مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم!‌ اما چگونه؟!... من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!

- با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،‌مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!

- جواني حضرت علي (ع) ؟!

الگو گرفتن يك الگو

- بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))

- بسيار خوب!‌ تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه         مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!

- تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!

- آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است. حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،‌پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگر رشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:

  ((لا فتي الا علي،‌ لا سيف الا ذوالفقار))

((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

(( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمؤمنين 28 سال بيشتر نداشت!

در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.

به راستي كه هيچ جوان ديگري،‌ چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.

تفريح و شادي علي (ع)

- مي داني اي دوست عزيز: من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟

- حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟

فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- يعني اينطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

علي (ع) كار را تفريح مي دانست.

تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم،‌ لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.

- مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!

هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،‌مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد،‌ دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.

علي و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

منبع:www.emamali.net

نوشته شده توسط علی و محسن عزیزی در شنبه سیزدهم مرداد 1386
لينك مطلب

 

اعتکاف، هنگامه طلب و نیاز

                                                                                     

 

اشاره

هرگز نمي توان ارزش همه زمانها را برابر دانست، چنان که نمي توان همه مکانها را برابر شمرد. برخي زمانها و مکانها ارزشي والا دارند. ماه رجب ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهاي شيطاني از آيينه دل است؛ ماه ولايت و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در اين ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوي دوست، با حضور در صحن و سراي دوست، پله هاي سوک را پيموده و پله پله به خدا نزديکتر مي شوند. معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و ديگر اعمالش مايه تقرب است. در خانه دوست، سفره ايي از مغفرت و بخشايش گسترده شده و عاکف با صيقل روح و روان، زنگار گناه از دل مي زدايد و مهياي ضيافت بزرگ در ماه وصال مي گردد. ماهي که عشاق از سفره پرفيض الهي، لقمه هاي راز بر مي چينند و عطر قرآن از ژرفاي دل بار يافتگان، مشام جان را مي نوازد.

تعريف اعتکاف

کلمه اعتکاف از ريشه عکف است. اهل لغت براي اين ريشه، معاني گوناگوني ذکر نموده اند. از جمله: رويکرد به چيزي با توجه و مواظبت، اقبال به چيزي بي آن که روي از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چيزي، اقبال و ملازمت بر چيزي از روي تعظيم و بزرگداشت آن، التزام به يک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف.

ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در اين ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوي دوست، با حضور در صحن و سراي دوست، پله هاي سوک را پيموده و پله پله به خدا نزديکتر مي شوند.

مجموع تعاريف بالا را مي توان، در يک تعريف خلاصه کرد: "اعتکاف به معني اقامت گزيددن در جايي است به طوري که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و اين التزام ناشي از اهميت و عظمت آن موضع باشد."

بنابراين آنچه باعث تفاوت ميان اعتکاف و ساير اقامتها مي شود اين است که در اعتکاف، يک نحوه توجه و رويکردي وجود دارد که مانع اشتغال فرد به امور ديگر، غير از آنچه که به او روي کرده مي شود.

اما تعريف اصطلاحي اعتکاف: امام خميني (ره) در تعريف اعتکاف مي گويند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِي المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا يعتَبَرُ فِيه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخري خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نيت عبادت است و قصد عبادت ديگر، در آن معتبر نيست. اگر چه احتياط مستحب نيت عبادتي ديگر، در کنار اصل ماندن مي باشد.

ارکان اعتکاف: ارکان عبادت يعني اجزايي که اگر عمداً يا هوا ترک شوند، آن عبادت باطل مي شود. اعتکاف نيز ارکاني دارد که عبارت اند از 1) نيت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر يا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ايام اعتکاف. توضيح بيشتر درباره ارکان و ساير شرايط اعتکاف در فصلهاي آينده خواهد آمد.

آداب، احکام و شرايط اعتکاف

در اين فراز نگاهي گذرا به اعمال، احکام، شرايط، محرمات و آداب اعتکاف افکنده ايم.

اعتکاف از عبادات مستحب به شمار مي رود. البته، ممکن است هر عبادت مستحبي، تحت عناوين ديگري، واجب گردد. اعتکاف نيز با داخل شدن تحت يکي از اين عناوين از استحباب خارج شده رنگ وجوب به خود مي گيرد. اگر کسي نذر کند يا با خداي خود عهد و پيمان ببندد که سه روز در مسجد جامع معتکف شوم تحت عنوان وفاي به نذر و عهد، اعتکاف بر او واجب مي گردد.

اعتکاف با شرط در ضمن عقد نيز واجب مي شود به طور مثال اگر خانه خود را به ديگري اجاره دهد و شرط کند که مستأجر سه روز اعتکاف نمايد و همچنين بر اجيري که تعهد کرده در برابر مبلغي، معتکف شود، واجب است که اعتکاف را انجام دهد. همچنين کسي که دو روز اعتکاف را تمام کند اعتکاف روز سوم بر او واجب است.

شرايط اعتکاف

شرايط اعتکاف عبارت اند از: 1-

ايمان: اعتکاف از غير مسلمان، پذيرفته نمي شود و باطل است. 2- عقل: اعتکاف انسان مجنون باطل است. البته آنان که داراي جنون ادواري هستند. يعني بعضي از اوقات در حال جنون و ديگر اوقات سالم هستند، اگر در حال سلامت معتکف شوند، اعتکاف آنها صحيح است. اصولاً هر عاملي مانند بي هوشي و مستي و ... که موجب از کار افتادگي عقل شود، اعتکاف را باطل مي کند. 3-نيت و قصد قربت: در يک تقسيم بندي، واجبات و مستحبات به دو قسم تعبدي و توصلي تقسيم مي شوند. مراد از تعبدي، عملي است که قصد قربت در آن معتبر است مانند نماز و روزه؛اما در اعمال توصلي اين طور نيست. اعتکاف مانند نماز و روزه از اعمال تعبدي است و چنانچه بدون قصد قربت و با انگيزه هاي غير الهي انجام شود، باطل مي گردد.

کسي که قصد اعتکاف دارد بايد قبل از طلوع فجر نيت کند. سؤال اينجاست: آيا ماندن در مسجد و روزه گرفتن به قصد اعتکاف کافي است؟ يا آن که معتکف بايد قصد کند عبادتي ديگر مانند قرائت قرآن و دعا را نيز انجام دهد؟ بيشتر فقها مي گويند براي تحقق اعتکاف، قصد ماندن در مسجد به عنوان اعتکاف، به تنهايي کافي است. در مقابل، برخي از فقها، قصد عبادتي ديگر را شرط مي دانند.

بنا بر مفاد بعضي از روايات، مي توان براي رفع حوائج مسلمين يا برطرف کردن نيازهاي نظام اسلامي، از مسجد در حال اعتکاف خارج و بعد از رفع حاجت به مسجد بازگشت. کما اينکه در سالي که ايام اعتکاف ماه رجب مصادف با 22 بهمن شده بود، فقهاي بزرگ اسلام، مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني و مرحوم آيت الله العظمي اراکي، جهت شرکت در راهپيمايي 22 بهمن به جواز خروج از مسجد فتوا دادند.

4- روزه: از شرايط اعتکاف، روزه گرفتن در ايام اعتکاف است. لذا تحقق اعتکاف از مسافري که روزه براي او جايز نيست غير ممکن است و نيز اعتکاف از زنان در حال عادت ماهيانه ( هم به دليل جايز نبودن روزه و هم به دليل جايز نبودن توقف در مسجد براي او ) پذيرفته نمي باشد و همچنين اعتکاف در روز عيد قربان و عيد فطر که روزه در آن دو روز حرام است، باطل است. 5- مدت اعتکاف: اعتکاف نبايد کمتر از سه روز باشد. اگر کسي کمتر از سه روز را براي اعتکاف نيت کند باطل است. اما اعتکاف بيش از سه روز مانعي ندارد و محدود به حد معيني نيست، اگرچه بعد از هر دو روز، سومين روز آن واجب است. بنابراين اگر پنج روز اعتکاف کند، روز ششم واجب است و اگر هشت روز اعتکاف کند، روز نهم بنا بر احتياط، واجب است. 6- حضور در مسجد جامع: اعتکاف بايد در مسجد جامع شهر باشد و اعتکاف در ساير مساجد، مثل مسجد قبيله يا مسجد بازار کافي نيست. اگر مسجد جامع در شهري متعدد باشد؛ مي تواند يکي از آنها را انتخاب نمايد. در صورت امکان احوط آن است که يکي از مساجد چهار گانه يعني مسجد الحرام، مسجد النبي، مسجد کوفه و مسجد بصره را براي اعتکاف برگزينند. 7- اجازه صاحب اجازه: از آنجا که اعتکاف به خودي خود واجب نيست و انجام آن مستلزم خروج از منزل و صرف وقت نسبتاً زيادي است و ممکن است موجب پايمال شدن حق کسي شود، لذا يکي از شرايطي که براي آن ذکر مي کنند؛ اجازه صاحب اجازه است. اگر کسي نسبت به فرد معتکف ولايت دارد يا حقي از او با انجام اعتکاف ضايع مي شود، اجازه او در صحت اعتکاف شرط است و اگر بي اجازه او معتکف شود، زحمت بيهوده کشيده و وقت خود را تلف کرده است. به عنوان مثل اگر فرزندي بخواهد معتکف شود و اين کار او، موجب آزار و اذيت پدر و مادر مي شود يا به هر علتي به او اجازه اعتکاف ندهند، اعتکافش صحيح نيست. همچنين اگر زني بخواهد معتکف شود و اين کارش با حق شوهر منافات داشته باشد يا بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود اعتکاف او اشکال دارد. اگر کسي طبق قراردادي مانند اجاره، بايد مدت زماني را در اختيار فرد يا سازماني باشد نمي تواند بدون اجازه صاحب کار، به اعتکاف برود. زيرا حق او با اعتکاف اين مرد ضايع مي گردد. اين در صورتي است که فرد به طور کلي مالکيت وقت و منافع خود را به ديگري واگذار کرده باشد. اما در جايي که تنها قراردادي براي انجام کار معيني بسته شده، اگر به آن عمل نکنند و به اعتکاف بپردازد هر چند به خاطر وفا نکردن به عهد خود گناهکار است اما برخي از فقها اعتکاف او را صحيح مي دانند. 8- پيوستگي توقف: در اعتکاف بايد وقوف در مساجد، به طور مداوم و پيوسته باشد. اگر شخص معتکف از روي عمد و با اراده، در غير موارد مجاز، از مسجد خارج گردد، اعتکاف او باطل مي شود چه عالم به حکم باشد و چه جاهل؛ ولي اگر در صورت فراموشي يا علي رغم ميل باطني و به اجبار مسجد را ترک نمايد، اعتکاف او صحيح است. پس خروج از مسجد براي قضاي حاجت يا انجام غسلهاي واجب، به اعتکاف ضرري نمي رساند. امام صادق (ع) مي فرمايد: "لا يخرُجُ المُعتَکفُ مِنَ المَسجِدِ الاّ فِي حاجَةٍ؛ فرد معتکف از مسجد خارج نمي شود مگر براي حاجتي ضروري". از آنجا که در ضرورتها تنها بايد به قدر دفع ضرورت اکتفا نمود لذا معتکف نمي تواند بيشتر از مقدار لازم در خارج از مسجد مکث کند.

بنا بر مفاد بعضي از روايات، مي توان براي رفع حوائج مسلمين يا برطرف کردن نيازهاي نظام اسلامي، از مسجد در حال اعتکاف خارج و بعد از رفع حاجت به مسجد بازگشت. کما اينکه در سالي که ايام اعتکاف ماه رجب مصادف با 22 بهمن شده بود، فقهاي بزرگ اسلام، مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني و مرحوم آيت الله العظمي اراکي، جهت شرکت در راهپيمايي 22 بهمن به جواز خروج از مسجد فتوا دادند.

بعضي از فقها پرهيز از محرمات احرام را بر معتکف مستحب دانسته اند. اين محرمات 24 چيز است که در مناسک حج بيان گرديده است.

محرمات اعتکاف

از وجوه تمايز اعتکاف در اسلام و ساير اديان، محرمات اعتکاف است. محرمات اعتکاف عبارت اند از: 1- پرداختن به امور جنسي به معناي وسيع آن: که شامل هر نوع بهره برداري شهواني مي باشد که از مهترين آنان مباشرت با همسر مي باشد. قرآن در اين باره آيه اي صريح دارد "وَ لا تُباشَروهُنّ وَ اَنتُم عاکِفوُنَ فِي المَساجِدِ. ( بقره :187)" در صورت ارتکاب اين عمل بايد کفاره پرداخت کند. حرمت اين عمل از سه جهت مي باشد: الف) مکان اعتکاف (مسجد) ب) روزه ج) خود اعتکاف 2-بوييدن عطر و هر نوع بوي خوش و گياهان معطر به قصد لذت بردن: بنابراين براي کساني که فاقد حس بويايي هستند در اين مورد مانعي وجود ندارد. امام باقر (ع) مي فرمايد: "المُعتَکِفَ لا يشّمُ الطِيبَ وَ لا يتَلَذّذُ بِالرَيحانِ؛ معتکف از بوييدن عطر پرهيز مي کند و از گياهان معطر بهره نمي برد." 3 – مجادله و مناقشه: حرمت جدال مربوط به اموري است که معتکف بخواهد فضل و برتري خود را به ديگران نشان دهد. پس اگر جدال به نيت و انگيزه درستي انجام گيرد، مانند اين که بخواهد حقي را اثبات کند يا باطلي را محو نمايد مانعي ندارد. 4- محرمات روزه: در حال روزه يعني از طلوع تا غروب خورشيد، که معتکف روزه مي گيرد، بايد از محرمات روزه نيز اجتناب نمايد، البته بعضي از اين محرمات با محرمات اعتکاف مشتنرکند، بعضي نيز متفاوتند. بعضي از فقها پرهيز از محرمات احرام را بر معتکف مستحب دانسته اند. اين محرمات 24 چيز است که در مناسک حج بيان گرديده است. 5- خريد و فروش: انواع تجارت و معامله بر معتکف حرام است، مگر اينکه ضرورتي پيش آيد

تبیان

نوشته شده توسط علی و محسن عزیزی در چهارشنبه سوم مرداد 1386
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • "علی و محسن عزیزی"
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • توهین به وطنم را محک.م می کنم

    توهین به وطنم را محکوم می کنم


  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by quran-islam.blogfa.com