تبليغاتX
اسلام و قرآن کریم
اسلام،قرآن کریم،تفسیر قرآن،معجزات قرآن صفحه نخست ایمیل مدیر
اسلام و قرآن کریم

استاد رحيم مؤذن زاده و عاشقانه‌هاي مؤذن ايراني


استاد رحيم مؤذن زاده اردبيلي، مؤذن پرآوازه و مشهور آذري كه در حوالي‌ 80 سالگي درگذشت و بخش ويژه اي در جشنواره موسيقي فجر به او اختصاص دارد به خاطر اذان مشهور و تاريخي ‌اش از شهرت بسياري در ميان ايرانيان و مسلمانان برخورداراست. او در خانواده‌اي متولد شده بود که شايد بيش از يک قرن به فعاليت‌هاي مذهبي مي‌ پرداخته‌ اند. صداي روح‌ بخش اذان او هنوز هم يادآور معنويت فراموش شده در روزگار ماشين است.

مؤذن زادگان

پدر رحيم مؤذن زاده‌ اردبيلي، تا دهه 20 در منطقه‌ اردبيل به وعظ و اذان‌ گويي مشغول بود و نخستين بار به خاطر اذاني که در اين سال در راديو گفته بود، شهرت پيدا کرد.

در خانواده ‌مؤذن زاده که اغلب به فعاليت‌هاي مذهبي و اذان‌ گويي پرداخته‌ اند، رحيم مؤذن زاده، فرزند ارشد شيخ عبدالکريم، راه پدر را با جديت بيشتر پي گرفت و عملاً پس از درگذشت پدرش، به جاي او قرائت اذان را ادامه داد. برادران رحيم، سليم و داوود نيز اذان مي ‌گويند. رحيم برادر ديگري نيز داشته است به نام نعيم که اذان مي‌ گفته است ولي در سن 25 سالگي از دنيا مي‌ رود. نام خانوادگي رحيم در شناسنامه، مؤذن است اما گويند‌گان راديو همواره از نام مؤذن زاده براي معرفي او استفاده کرده‌اند.

البته اين اذان گفتن در خانواده استاد موروثي بود و بيش از 150 سال است كه در خانواده ايشان اذان مي ‌گويند. حتي زماني كه در اردبيل آن موقع‌ها شناسنامه مي ‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگي انتخاب مي‌كردند. به پدر استاد مؤذن زاده هم گفته بودند تو چكاره‌اي؟ گفته بود مؤذن و گفته بودند نام خانوادگي شما مؤذن است.

مرحوم مؤذن زاده درباره علت نام خود به ايسنا گفته بود زماني كه پدرش فوت مي كند و او جايش مي رود گوينده‌ها مي‌ گفتند اذان، اذاني كه به وسيله استاد مؤذن «زاده اردبيلي» گفته شده است. لذا اين «زاده اردبيلي» از آن موقع به اسم ما اضافه شد. خانواده مؤذن زاده از قديم الايام با موسيقي و دستگاه‌هاي موسيقي آشنايي داشته ‌اند و به طور موروثي اين کار را ادامه مي ‌داده‌اند و همواره با موسيقي مأنوس بوده‌اند. مؤذن زاده‌ها در عين آشنايي با موسيقي در کلاس‌هاي برخي از استادان موسيقي نيز شرکت مي ‌جسته‌اند.

يک صدايي با خدا

الان 50 سال است كه كسي نتوانسته روي اين اذان مرحوم مؤذن زاده اذان بگويد حتي برادرش سليم كه صداي گيرا و زيبايي دارد و از نظر استاد اين خواست خدا بود. همان خدايي كه مي‌ گويد اگر با من يك‌ صدايي كنيد، محبت شما را به قلوب همه مي‌اندازم. البته ‌او 20 سال پيش مي‌ خواست يك اذان ديگر به مدت 15 دقيقه كه در وسط آن دعاست را پر كند، اما نگذاشتند و گفتند كه اذان 6 دقيقه بيشتر نمي‌ شود.

عاشقانه‌هاي ايراني

اذان مشهور مؤذن زاده که در گوشه روح الارواح آواز بيات ترک خوانده شده است، اذاني است که رحيم مؤذن زاده در سال 34 در ميدان پانزده خرداد خوانده است. گوشه‌ روح الارواح گوشه‌ اي است که مخصوص حالات روحاني و لحظات متعالي صحبت و گفت‌ و گو با معشوق و محبوب است.

به گفته استاد مؤذن زاده، او در حالي که روزه‌ دار بوده، اذاني مي ‌گويد تا براي ايران و اسلام يادگاري ارزنده باشد. مؤذن زاده براي ضبط اين اذان گوشه‌هاي مختلفي را مي ‌آزمايد، اما هيچکدام مورد پسندش واقع نمي‌ شود تا اين‌ که مناسب‌ترين گوشه را روح‌الارواح مي‌بيند. به نوشته وبلاگ مؤذن زاده او بارها گفته بود: «از ضبط اين اثر هميشه يک احساس غرور معنوي در طول سال‌هاي گذشته با من همراه بوده است و اگر تنها همين ثروت معنوي باقي بماند براي من کافي است».

راز تأثير گذاري

اما راز اين همه تأثيرگذاري و نفوذ اذان مؤذن زاده در چيست؟ تحليلگران زماني به اين پرسش اينگونه پاسخ داده بودند: «بخش مهمي از پاسخ اين سؤال را بايد در موسيقي ايراني جست و جو کرد. پيش از هر چيز بايد گفت که دامنه‌ تأثير موسيقي ايراني بسي فراتر از سرزمين ايران بوده است و به اين معنا در ميان اعراب نيز هنگام قرائت قرآن و حتي آوازها، اعراب نيز ناگزير متوسل به همان پرده‌ها و گوشه‌هاي موسيقي ايراني شده‌اند.»

روح الارواح و نفوذ آن در نغمات مذهبي

به اعتقاد برخي از كارشناسان ترکيب اضافي روح‌الارواح از قرن يازدهم در موسيقي ايران مشهود است. خواندن اذان در اين گوشه در بين مسلمانان رايج بوده است و اعم از منبري‌ها، روضه‌ خوانان، نوحه ‌خوانان و همچنين مؤذنين با اين گوشه آشنا بوده‌اند، اين گوشه حالتي از طمانينه و آرامش را به شنونده القا مي ‌کند مناسب با هنگام شنيدن اذان که شنونده آماده اقامه نماز است.

اخلاص و آشنايي با موسيقي: راز ماندگاري اين اذان

مؤذن زاده راز تأثير گذاري‌ اذان ‌اش را در اخلاص دانسته است که اذاني که از نيت صافي و دلي پاک گفته شود، هر آدمي را به مسجد مي‌ کشاند.

او موسيقي را جوهره‌ روح آدمي مي ‌داند که روح را صيقل مي دهد،‌ خاصه موسيقي سنتي. يکي از گلايه‌ هايي که مؤذن زاده داشت اين بود که «بسياري از مؤذنين در اکثر اجراهاي خود از عرب‌ها تقليد مي‌ کنند در حالي که بايد در خواندن اذان ابتکار و نوآوري داشته باشند، چون با تقليد چيز ماندگاري را نمي ‌توانند از خود به يادگار بگذارند.»

هيچکس نتوانست اذان مؤذن زاده را تقليد کند

اذان سليم مؤذن زاده اردبيلي بخش بررسي آواهاي آسماني بيست و يكمين جشنواره موسيقي فجر را پايان داد. در اين برنامه كه به ياد مرحوم رحيم مؤذن‌ زاده اردبيلي برگزار شد برادرش بخشي از مناجات و اشعار مذهبي را به دو زبان عربي و تركي اجرا كرد كه مورد توجه حاضران در جلسه قرار گرفت.

علي معلم دامغاني پيش از اجراي مؤذن زاده در سخناني با اشاره به سابقه اذان در ميان مسلمان گفت:« زماني كه پيامبر خواست شعاري را براي دين آسماني خود اعلام كند از همفكري مسلمانان استفاده كرد. هركس پيشنهادي كرد تا سرانجام به كلام آدمي رسيد كه به صورت بديع و شگرف و بي‌توجه به عربيت و عجميت به عنوان نشانه رحمت خداوند اعلام شد.»

وي اذان مؤذن زاده اردبيلي را يكي از بديع ‌ترين نمونه‌هاي اذان دانست كه نه تنها در ايران بلكه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است:« رحيم مؤذن زاده را در عرفات زيارت كردم و به ياد دارم كه ايشان در آنجا براي آخرين بار اذان جاودانه‌ خود را اجرا كردند كه بسيار مورد توجه حاجياني كه از ساير مناطق جهان آمده قرار گرفت و فكر مي‌كنم او هم به آرزوي خود رسيد.»

معلم با اشاره به اين كه اين خاندان متعلق به اردبيل يا سرزمين مقدس ايراني هستند افزود:« سابقه آواهاي مقدس در اين منطقه مانند ساير مناطق ايران به گذشته دور و عصر زروان مي‌ رسد. ايزدي كه نشان عقايد يكتاپرستي ايرانيان بود. »

معلم در بخشي از صحبت‌هايش گونه‌هاي آواهاي مذهبي را به 3 بخش ساده خواني، ميان خواني و مرصع خواني تقسيم كرد:«مرصع خواني اوج آواهاي مذهبي است كه در آن خواننده نه تنها بايد به 3 زبان عربي، فارسي و تركي مسلط باشد آواهاي موسيقي اين 3 زبان را بداند و بتواند در دستگاه‌هاي موسيقي بلكه بخواند. خانواده مؤذن زاده چنين هستند.»

وي گفت:« در اين سال ها بسياري از استادان اذان‌هاي مختلفي را خواندند، اما هيچكدام نتوانستند اذاني دلنشين شبيه آنچه مؤذن‌زاده خواند را تقليد كنند.» در اين برنامه‌ همچنين شوق‌ علي عارف و محمد ايران بروجردي قطعاتي را اجرا كردند.

روزنامه هموطن سلام

نوشته شده توسط علی و محسن عزیزی در سه شنبه هشتم آبان 1386
لينك مطلب

از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در فقه الرضا در مورد حال و روحیه نمازگزار چنین نقل شده است:
«... بر تو باد که (در نماز) خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع وخوف را بر خود هموار سازی، در آن حال بین بیم و امید ایستاده باشی و پیوسته نگران و محترز باشی. پس، بسان بنده ای گریخته و گنهکار که (بازگشته) در محضر اربابش ایستاده، در پیشگاه خدا بایست، پاهای خود را کنار هم بنه و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ روی مگردان، و چنین بدان که گویی خدا را می بینی، که اگر تو او را نمی بینی، او ترا می بیند»(1)

در ادامه راههای ملموس نمودن معارف به سومین فرض می رسیم که حدیث فوق مؤید خوبی برای آن است. در واقع امام رضا (ع) با کلامشان به ما راهی می آموزند که بتوانیم با این راه، وجود بی انتهایی را که در محضرش می ایستیم، بیش از پیش حس کنیم و ما با تفکر در حدیث می توانیم راههای وصول به حضور قلب و پررنگ نمودن حضور پروردگار در نماز و عبادات را بیابیم. پس با ما تا انتهای مطلب همراه باشید.

آیا پادشاهان را دیده اید که چگونه تعظیم می شوند؟ بارگاه آنها حالت ابهت و جلالتی دارد که هر شخصی را ناچار به سر خم نمودن و تواضع می کند. اما پادشاهی پادشاهان دنیا کجا، و پادشاهی آن پادشاه حقیقی کجا! به حقیقت پادشاهی تنها زیبنده حق تعالی است، تخت پادشاهی حقیقی همان عرش الهی است که حتی مشاهده آن کافی است تا انسان را به خاطر عظمتش از خود بی خود کند.(۲) فرشتگان الهی که این عظمت را می بینند، حق دارند که بی اختیار سر تعظیم فرود آورند و خاضع درگاه الهی شوند(۳) اما ما که هنوز آمادگی و ظرفیت مشاهده عظمت الهی را نداریم چگونه باید این خضوع و کرنش را بجا آوریم.
باید از فرض ذهنی بهره بگیریم. تصاویری که از حضور بردگان به محضر اربابشان در ذهن دارید و نیز حضور رعیت در بارگاه پادشاهان بزرگ به خاطر بیاورید. سعی کنید خود را به جای آن بردگان بگذارید. (۴) چنین فرض بگیرید که شما به عنوان برده و بنده زاده در بارگاه پادشاهی زندگی می کردید، اما یک روز پیش خود چنین گفته اید: اگر اینجا بمانم نمی توانم هر کاری خواستم بکنم، همیشه باید منتظر باشم ببینم چه دستوری صادر می شود تا آن را اجرا کنم. بگذار فرار کنم و خود را از دست پادشاه خلاص کنم. و هماندم از درگاه پادشاه خارج شدید. شما از مملکت پادشاه خارج شدید و از این تعجب کردید که چرا کسی جلو شما را نگرفت. به خیال خود فکر کردید که پادشاه اصلاً متوجه فرارتان نشده و مغرورانه به راه خود ادامه دادید.
اما بعد از چندی تلاش دریافتید که زندگیتان بی معنی شده و زیبایی خود را از دست داده است. آنچه از رزق و روزی که در خارج از درگاه پادشاه می یابید همان زحمتی را دارد که با خدمت به او تحصیل می کردید. روزهایی را به یاد می آورید که مریض بودید اما پادشاه هیچگاه از رساندن غذا و مایحتاجتان غفلت نمی کرد و همو بود که از مریضی نجاتتان می داد. اما اینجا برای به دست آوردن همان غذا، باید به جای یک پادشاه، هر بار به یکی مثل خود رو بیندازید و جلوی او سر خم کنید. در حالی که هیچ کدام از این اربابان مجازی، از خود چیزی ندارند و خودشان هم هر چه دارند از نعمتهای همان پادشاه خودتان است...
خلاصه، روزی می رسد که از خواب غفلت بیدار می شوید، به فکر می روید: عجب چه اشتباهی مرتکب شدم! از دست پادشاهی فرار کرده ام که هر چه داشته و دارم از آن اوست. او می توانست جلویم را بگیرد تا از درگاهش فرار نکنم اما عمداً چنین نکرد تا اختیار را از من سلب نکرده باشد، او منتظر است ببیند آیا من از خواب غفلت بیدار می شوم و دوباره باز می گردم! (۵)
او تنها پادشاهی است که نه تنها ظلم نمی کند بلکه همه نعمتها و خوبیها از او منشأ می گیرند. او بی نیاز از خدمت کردن است و آنچه من در درگاه او از عبادت و تعظیم انجام می دادم، برای کسب معرفت و درک عظمت او و آمادگی برای تقرب به او بوده. ناگهان آتش اشتیاق دیدار او در شما شکل می گیرد، عزم بازگشت می کنید، آنقدر آن پادشاه را رئوف می دانید که جرأت بازگشت به درگاهش پیدا می کنید. با حالت شرمندگی به بارگاه او می رسید و آماده اذن او می شوید تا قدمهای او را بوسه گاه خویش کنید.
تا اینجا را هر چه می توانید با دقت در ذهن خود مجسم کنید. حال به حقیقت برخیزید و در حالی که حالت همان عبد گریزان و گناهکار را در خود پیاده نموده اید، به محضر پروردگار بایستید و جمله قبل از نماز را زمزمه کنید:

یا مُحسِنُ قَد أتاکَ المُسیء، انت المحسِن و انا المُسیء، فتجاوَز عَنِ المُسیء.

پروردگارا، مولای من، ای همه بود و نبود من، ای نیکو کردار! منم همان بنده گریزان و گنهکار، هر چه از تو می رسد نیکویی است و هر چه از من می بینی، گناه و غفلت است. از گناه من در گذر که لایق حضور در پیشگاهت نبوده ام. آماده ام که عظمتت را تعظیم کنم و بزرگی ات را به سجده آیم. خاک درگاهت را سرمه چشم کنم و خود را تسلیم تو کنم. به نیت تقرب و نزدیکی تو را تکبیر می گویم و تو بزرگتر از آنی که در ذهن کسی بگنجی. (۶)

الله اکبر...


پاورقی:
________________________________
(1) کتاب آداب نماز امام خمینی به نقل از مستدرک الوسائل، کتاب الصلوة، ابواب افعال الصلوة، باب 1، حدیث 7. به نقل از فقه الرضا، ص 101، باب الصلوات المفروضة.
(2) در حدیث صلاة پیامبر در شب معراج چنین آورده شده: به پیامبر بعد از رکوع از حضرت عزّت خطاب رسید: به عرش من بنگر، پیامبر (ص) فرمود: پس به عظمتی نگریستم که از دیدنش جانم رفت و بیهوش شدم. آن گاه پس از دیدن آن عظمت به من الهام شد و گفتم: سبحان ربی العظیم و بحمده. (منزه است پروردگار بزرگ من و سپاس او راست) ... (علل الشرایع، ص 315، بخشی از حدیث صلاة معراج).
(3) وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ : (در آن روز) فرشتگان را مى‏بينى كه بر گرد عرش خدا حلقه زده‏اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح مى‏گويند؛ و در ميان بندگان بحق داورى مى‏شود؛ و (سرانجام) گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانيان است!» (سوره زمر/75)
(4) در این جا، فیلمهایی که از تاریخ پادشاهان مشاهده نموده ایم، کمک بسیاری به این تجسم می کند، به نظر من اگر برای آن فیلمها جز این یک فایده نبود همین کافی بود.
(5) أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ : آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟! (سوره حدید/16)
(6) در نظر داشته باشید که این تجسم ذهنی، برای آماده کردن ذهن در جهت خشوع و خضوع به درگاه الهی و حضور قلب است وگرنه عظمت الهی بسیار بیش از آن است که در تصور گنجد و خود حق تعالی منزه از آنست که قابل رؤیت بوده و مقید به مکان باشد.
دوستانی که با الهام از حدیث فوق، توانسته اند فرضیاتی زیبا و تأثیر گذار برای خود در نظر بگیرند، می توانند تجربه خود را مطرح فرمایند تا بنده و دیگر دوستان هم از بیان آنها بهره بگیریم.

 

منبع:شوق رضوان

نوشته شده توسط علی و محسن عزیزی در پنجشنبه سوم آبان 1386
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • "علی و محسن عزیزی"
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • توهین به وطنم را محک.م می کنم

    توهین به وطنم را محکوم می کنم


  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by quran-islam.blogfa.com